عزیزمن...

عزیز من ، قلب من
ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را
قطره قطره جمع کرد
تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی
ای کاش می شد فقط یک بار
فریاد بزنم
دوستت دارم
و تو صدایم را می شنیدی
نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟
ای کاش به جای عکس زیبایت
وجود نازنینت پیش رویم بود
و حرف های نا گفته ام را می شنیدی
به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی
شاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودم
اما؛
حال خوب می دانم که فقط با شنیدن نام زیبایت
چشمانم بی اختیار می بارد
ای امید آخرینم
بدان که هر روز ، هر ساعت و هر لحظه
به در گاه آفریدگار تو دعا می کنم
تا فقط یک بار بتوانم
                       چشمانم را زندانی نگاهت کنم..........
/ 2 نظر / 5 بازدید
سیمین

دوستی قطره اشکی است که در معبد عشق هر کجایش بچکد مهر و وفا میروید.[چشمک] سلام دوست عزیز به ما سر بزن خوشحال میشیم[گل]

سیمین

اینجا من تنها مانده ام کنار این چراغ خاموش دست هایم را بگیر سرد است اینجا من در این کوچه های شب تنها مانده ام.... [لبخند]