منتظر

چنان عاشق چنان دیوونه حالم ، که می خواهم از تو و از دل بنالم ، هنوزم با همین دیوونه حالیم ، یه رنگم صادقم صافم زلالم .

گفته بودی فردا ، پشت این پنجره ها ، غنچه ای می روید ، و کسی می آید ، روشنی می آرد ، دیرگاهیست که من ، پشت این پنجره ها منتظرم ، ولی اینجا حتی ، رد پایی هم نیست .

من بی بهانه و هوسی عاشقت شدم !
با هر تپیدن و نفسی عاشقت شدم !
حالا من و خیال تو هر شب نشسته ایم
یک شهر شاهدند بسی عاشقت شدم!


هر چند که نیستی به یادت هستم
من چشم به ره در انتظارت هستم
من بی تو وجود خویش را نشناسم
چون آینه محتاج نگاهت هستم



شبیه موی بلندت که شانه میخواهد
دلم برای تپیدن بهانه میخواهد
تمام حرف من این است قسم به لبخندت
که خاک پای تو هم آشیانه میخواهد


/ 1 نظر / 6 بازدید
رها

مرادریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است[گل]