حرف های تنهایی


واسه ما جشن تولدت یک بهونه بود همیشه . که رو هدیه بنویسی دلم از تو دور نیمشه.


بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو دیگری را....دیگری مرا ...وهمه ی ما تنهاییم.


تنها ارزوم همینه. تا یادم نرفته راستی کاش یک روز بهم بگی من همونم که میخواستی.


معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو


یکم برس باز به خودت میخوام بیام تولدت . اون وقتا اینجوری نبوذ راهت به این دوری نبود.

I have 3friends!
SUN,MOON,YOU!
I want:
SUN for days,
MOON fornights,
BUT
YOU for always!

/ 1 نظر / 3 بازدید
ایلیا

چرا خداوند شیطان را آفرید، با اینکه می‌دانست سرچشمه وسوسه‌ها و گمراهیها می‌شود؟ مگرخدا انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت، از طریق بندگی خود نیافریده است پس وجود شیطان که یک موجود ویرانگر و ضد تکامل است، چه دلیلی می‌تواند داشته باشد؟ سربزن! سپاس